چهار شنبه , اکتبر 17 2018
حقوق بشر حقوق بشر
خانه / مطالب / مقالات / واكنش تحليل گران اماراتي به اظهارات ترامپ در خصوص كشورهاي عربي منطقه

واكنش تحليل گران اماراتي به اظهارات ترامپ در خصوص كشورهاي عربي منطقه

اظهارات دونالد ترامپ در خصوص ضرورت پرداخت هزينه‏هاي حضور آمريكا در منطقه از سوي كشورهاي ثروتمند حوزه خليج فارس،‌ با واكنش‏هايي در امارات همراه بوده و سخنان وي مورد انتقاد برخي تحليل‏گران اماراتي قرار گرفته است.

.موسسه حقوق بشر حقیقت – روزنامه الاتحاد چاپ ابوظبي در تاريخ 09/2/1397 با انتشار مقاله‏ای به قلم دكتر شملان یوسف العیسی تحت عـنـوان “گزینه‏های ما چیست؟” نوشت: “دونالد ترامپ طی کنفرانس مطبوعاتی با رئیس جمهور فرانسه تصریح کرد کشورهای ثروتمند خاورمیانه باید هزینه‏های بزرگ حمایت آمریکا از کشورهای ثروتمند که به 7 تریلیون دلار می‏رسد، را بپردازند. وی تاکید کرد کشورش سربازان آمریکایی را از منطقه خارج و سربازهای آن کشورها را جایگزین خواهدکرد. تا این لحظه نمی‏دانیم واکنش کشورهای خلیج (فارس) نسبت به اظهارات ترامپ چه بوده است. آیا ما واقعاً نمی‏توانیم از کشورهای خود بدون حضور آمریکا دفاع کنیم؟ آیا کشورهای خلیج (فارس)، بدون اعلام ورشکستگی، قادر به پرداخت پول‏هایی که ترامپ خواسته هستند؟ باید مشخص کنیم دشمن واقعی کشورهای ما کیست که مجبور باشيم از آمریکا درخواست حمایت کنیم؟ آیا اين دشمن تروریسم است؟ آیا ایران که در بیش از یک کشور عربی گسترش پیدا کرده تهديد است؟ آیا تهدید واقعی کاهش قیمت نفت و کسری بودجه این کشورها است؟ مشخص است که روابط ما با دولت جدید آمریکا یک رابطه غیرطبیعی و غیرمتعادل است. ما احساس می‏کنـیـم آمریکايي‏ها به صورتي بسيار زشت و سخيف از ما باج‏گیری می‏کند. روابط آمریکا و کشورهای خلیج (فارس) روابطي طولانی و تاریخی است. روابطی مبتنی بر تضمین جریان نفت از منطقه، عدم سقوط منطقه به دست روس‏ها، تضمین امنیت اسرائیل و تحقق منافع مشترک. ترامپ توضیح نداد چگونه کشورش در طول 18 سال گذشته 7 تريليون دلار پرداخت کرده‏است. حتما هزینه جنـگ آمـریـکا در عـراق و افغانستان و  کمک‏های سخاوتمندانه غیر مشروط به اسرائیل را نیز محاسبه کرده است. این جنگ‏ها و هزینه‏های آن ربطی به کشورهای خلیج (فارس) نـدارد. ایـن جنگ ها منافع آمریکا را تامین کرده‏است. آنها خود، سیاست اشتباه اشغال عراق و افغانستان و حمایت بیش از اندازه از اسرائیل را اتخاذ کرده اند. آمریکا امروز از ما می خواهد فاکتور هزينه هاي حضورش در منطقه را بپردازیم. آنها مدعی هستند که 7 تریلیون دلار برای حمایت منطقه پرداخت کرده اند و در مقابل هیچ چيز عایدشان نشده است. پس هزینه قراردادهای ميلياردي سلاح با آمریکا کجا رفته است؟ سخنان رئیس جمهور آمريكا به این معناست که به دنبال كسب طرفدار در آمریکا و در عین حال ترساندن رژیم کشورهای خلیج (فارس) برای پرداخت پول بیشتر است. گزینه های پیش روی کشورهای خلیج (فارس) برای رهایی از باج گیری آمریکا چیست؟ باید روابط حسنه خود را با آمریکا حفظ کنیم. اما باید به سرعت به خود تکیه کنیم و از کشورهای دیگر مانند انگلیس، فرانسه و یا چین برای آموزش نیروهای خود استفاده کنیم. ما باید با کمک سازمان ملل برای جنگ های منطقه راه حل‏های مسالمت آمیز پیدا کنیم. ما کشورهای کوچکي هستیم و امکاناتمان نيز کوچک است. راهی در پیش نداریم مگر اینکه با یکدیگر متحد بشویم تا از باج گیری جلوگیری شود.

روزنامه الاتحاد نيز با اشاره به اختلافات ميان كشورهاي عربي بر ضرورت برقراري اتحاد ميان اين كشورها براي مواجهه با تهديدات مشترك تأكيد و براي خروج از اين مشكل، ايجاد يك دولت فدرال متشكل از مجموع دولت‏هاي عربي منطقه با هدف مقابله با تهديدات مشترك را پيشنهاد نموده‏است. در اين مقاله كه تحت عـنـوان”سایکس پیکوی جدید” به قلم دكتر حسن حنفی استاد فلسفه دانشگاه قاهره منتشر شده، آمده‏است: “معاهده سایکس پیکو باعث تجزیه امت عربی شد. پس از جنگ جهانی اول، انگلیس و فرانسه املاک “مرد بیمار” یعنی حکومت عثمانی را بین خود تقسیم کردند. این معاهده باعث ایجاد مرزهای ساختگی بین دنیای عرب شد. اختلافات مرزی بین کشورها شکل گرفت. سپس برای رهایی از استعمار، جنبش ها و احزاب ملی قیام کردند. آزادیخواهان در سوریه و لبنان علیه استعمار فرانسه و همچنین در تونس، مراکش، مصر و الجزایر، كشوري كه یک میلیون شهید داده، قیام کردند. عبدالناصر از جنبش های آزادیخواه حمایت کرد و آنها را تسليح نمود. جریان ملی گرایی عربی از مصر و سوریه آغاز شد. جریان ملی گرایی ناصری در انقلاب عراق (1985)، یمن (1964) و لیبی (1969) گسترش پیدا کرد. پس از مرگ عبدالناصر در سال 1970 و یا شاید قبل از آن در جریان شکست اعراب و اسرائیل در سال 1967 ميلادي،  این جریان فروکش کرد. در حالی که کرانه باختری و بلندی‏های جولان تحت اشغال بود، مصر با اسرائیل معاهده صلح امضا کرد. در واکنش به این اقدام، اعراب با آن کشور قطع رابطه کردند و مقر اتحادیه عرب از مصر به تونس منتقل شد. اعراب، ملی گرایی و لیبرالیسم را تجربه کردند. نتیجه آن اشغال نصف فلسطین در سال 1948 و نصف دیگر آن در سال 1967 بود. بهار عربی آغاز شد. روس ها برای دفاع از رئیس جمهور سوریه دخالت کردند. ایران ضمن اینکه افتخار می کند چهار پایتخت عربی را به تصرف خود درآورده، برای دفاع از شیعیان سوری، لبنانی، عراقی و یمنی دخالت کرد. کشورهای درگير در بهار عربی وارد جنگ های فرقه ای، قبیله ای و نژادی شدند. سپس برنامه تجزیه کشورهای عربی از داخل شروع شد. مصر به جنگ علیه تروریسم در سینا مشغول شد. جنگ های نیابتی بین روسیه و آمریکا و بین ایران و ترکیه آغاز شده است. اعراب بار دیگر در برابر سایکس پيكوي جدیدي که از قبلی بدتر است، قرار گرفته اند. اسرائیل پس از صدور جنگ به دنیای عرب، این دفعه بدون اينكه بجنگد، پیروز میدان است. اسرائیل، آمریکا و ایران خلاء موجود در منطقه را پر کرده اند. روسیه نیز به دریای مدیترانه یعنی آب های گرم رسیده است. اعراب نیاز به کسی دارند که مجدداً آنها را متحد سازد. آیا صلاح الدین، محمد علی و یا عبدالناصر جدیدی قیام خواهد کرد؟ اعراب نباید مانند سلفی ها و طرفداران دوران خلافت اسلامی، در گذشته به سر ببرند بلکه باید چشم امید به آینده داشته باشند. سیستم فدرال می تواند کشورها را حفظ کند. آمریکا، آلمان، اسپانیا، ایتالیا و انگلیس کشورهای فدرال هستند. اتحادیه اروپا متشکل از کشورهای اروپایی است که هر کدام از آنها با حفظ استقلال خود، مرزها را از میان برداشته و با داشتن ارز واحد در چارچوب اقتصاد یکپارچه و سیاست های یکرنگ عمل می کنند.  ما اتحادیه عرب را در اختیار داریم و همه از عدم کارآیی آن می نالیم. چرا نباید اتحادیه عرب به سیـستـم فـدرال تـبدیل شود؟ اجتهاد دسته جمعی می تواند بر اساس شعار “یکپارچگی در تعدد و تعدد در یکپارچگی” به جای رویای ملی گرایی قدیم و تفکیک کنونی، نظام عربی جدیدي ایجاد کند. این همان آینده است.

مطلب پیشنهادی

کودکان فلسطینی در زندان ها اسرائیل

شکنجه کودکان فلسطینی در زندان‌های صهیونیستی

باشگاه فلسطینی اسیر اعلام کرد، 95 درصد از بازداشت‌شدگان فلسطینی در مدت بازداشت در زندان‌های …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *