حقوق بشر حقوق بشر
خانه / مطالب / مقالات / چالش هاي محمد بن سلمان در پيشبرد برنامه هاي توسعه اي عربستان

چالش هاي محمد بن سلمان در پيشبرد برنامه هاي توسعه اي عربستان

.موسسه حقوق بشر حقیقت – برخی چالش‌‌های اساسی در برابر تلاش‌‌های اصلاح‌‌گرایانه محمد بن سلمان وجود دارد که در رسانه‌‌های آمریکایی نیز انعکاس یافته است که مهمترین آن‌‌ها عبارتند از:

اول) از نظر اقتصادی، محمد بن سلمان برای پیشبرد اصلاحات خود، نیاز به گروهی از نخبگان متخصص و مستقل دارد که واقعاً طرفدار بخش خصوصی باشند و با چشم‌‌انداز وی برای آینده عربستان موافق باشند. اگر اصلاحات اقتصادی در عربستان به تعویق بیفتد و هرچه سریعتر اجرا نشود، فشار بر روی بودجه عربستان هر روز بیشتر خواهد شد و این کشور با کسری بودجه بیشتری روبرو خواهد بود. زیرا هم قیمت نفت افزایشی ندارد و بلکه رو به کاهش نیز هست، و هم دولت عربستان یک دولت پُرخرج و هزینه‌‌ساز است و هم جمعیت رو به افزایشی دارد که اغلب هم جوان هستند.

حمله چند ماه قبل بن سلمان به سرمایه‌‌داران سعودی و برخی اعضای خاندان سلطنتی به بهانه مبارزه با فساد نیز باعث تردید سرمایه‌‌گذران خارجی برای حضور در بازار عربستان شده است. سرمایه‌‌گذاران خارجی فعلاً دست نگه داشته‌‌اند و منتظرند تا سرانجام حرف‌‌ها و اقدامات او را ببینند و بفهمند: که آیا محمد بن سلمان به دنبال یک سرمایه‌‌داری واقعی است که در آن سرمایه‌‌داران مستقل و مورد حمایت قانون هستند و یا در پی یک سرمایه‌‌داری وابستۀ دولتی است؟

دوم) محمد بن سلمان انسان جاه‌‌طلبی است که آرزوهای بلند و بزرگی در سر دارد و در عین حال، چندان اهل صبر و مدارا نیست و می‌‌خواهد با هزینه کردن به آرزوهای خود برسد. این ویژگی‌‌های محمد، در سیاست خارجی وی بیش از هر جای دیگری مشاهده می‌‌شود. او در قبال یمن و قطر و لبنان سیاست‌‌های تند و سریعی اتخاذ کرد که نتیجه عکس دادند. بن سلمان چندان دوراندیش نیست و عواقب امور را در نظر نمی‌‌گیرد. او و فرماندهان ارتشش تصور می‌‌کردند که خیلی سریع و کم‌‌هزینه می‌‌توانند در یمن به پیروزی برسند، اما اشتباه می‌‌کردند. همچنین، محمد و هم‌‌پیمانان اماراتی‌‌اش فکر می‌‌‌‌کردند که با محاصره قطر، می‌‌توانند دولت این کشور را سرنگون کنند و یا دست‌‌کم باعث تغییر در سیاست‌‌های قطر شوند؛ اما نتیجه این محاصره این بود که قطر استقلال بیشتری از عربستان پیدا کرد و به ترکیه و ایران نزدیک‌‌تر شد. تلاش‌‌های محمد برای فشار به سعد الحریری و کاهش نفوذ ایران و حزب الله در لبنان نیز حاصلی جز رسوایی در پی نداشت.

روش محمد ب سلمان در مملکت‌‌داری آشکارا با روش پیشینیان خود متفاوت است. هرچقدر قبلی‌‌ها محافظه‌‌کار و اهل رعایت و تمأنینه بودند و اهداف خود را از راه امتیازدهی و ایجاد تعادل پیش می‌‌بردند، محمد بن سلمان می‌‌خواهد اهداف خود را از طریق اقدام سریع و شوک‌‌درمانی پیش ببرد. محمد در همین مدت کوتاه، تغییرات گسترده‌‌ای را در ساختار حکومت عربستان و ساختار قدرت در این کشور ایجاد کرده است.

حال سوال این است که محمد بن سلمان از چه مقدار حمایت داخلی برخوردار است؟ خصوصاً وقتی که شخصاً پادشاه می‌‌شود و دیگر حمایت‌‌های امروز پدرش را پشت سر خود ندارد.

سوم) چالش جدی سوم این است که اصلاحات محمد بن سلمان، صرفاً اصلاحاتی اقتصادی و فرهنگی هستند. آیا این اصلاحات، بدون اصحلات سیاسی ممکن است؟ وی در مصاحبه‌‌های خود تصریح می‌‌کند که اولویت اول کشور عربستان، توسعه اقتصادی و آزادی فرهنگی و دینی است و حاضر به صحبت بر سر آزادی‌‌های سیاسی نمی‌‌شود. ولیعهد عربستان معتقد است که پادشاهی مطلقه، یکی از سنت‌‌های جامعه عربستان و طبیعت فرهنگ عربی است. او می‌‌گوید که همین حالا در متن و بطن جامعه عربستان و در میان قبایل گوناگون این کشور، هزاران حکومت مطلقه وجود دارد؛ زیرا هر رئیس قبیله و بزرگ قوم، در حکم یک پادشاه مطلقه برای آن قوم و قبیله است. بنابراین چنین حکومتی، ویژگی ذاتی جامعه عربستان است.

سوالات دیگری نیز وجود دارد. آیا سازمان‌‌ها و نهادهایی که محمد بن سلمان به آنها تکیه دارد و قرار است با کمک آنها طرح‌‌های خود را اجرا کند، سازمان‌‌های اداری و اقتصادی مستقلی هستند؟ آیا می‌‌توانند محمد بن سلمان و سیاست‌‌هایش را نقد و اشتباهاتش را اصلاح کنند یا قرار است فقط «بله قربان گو» باشند؟

چهارم) چالش چهارم بن سلمان، نقش آینده آمریکا در منطقه است. به نظر می‌‌رسد که آمریکا به دنبال کاهش حضور مستقیم خود در منطقه و کاهش هزینه‌‌های خود است. در همین راستا، ترامپ اعلام کرد که به دنبال خروج نیروهای آمریکایی از سوریه است و قصد ایفای نقش پررنگی در جنگ یمن ندارد. واضح است که آمریکا قصد دارد هزینه‌‌های تامین امنیت منطقه را به دوش کشورهای منطقه، به ویژه عربستان، بیندازد. در صورت خروج یا کاهش حضور آمریکا در منطقه، دو اتفاق برای عربستان می‌‌افتد: اولا هزینه‌‌های نظامی و اقتصادی آن بالا می‌‌رود. ثانیا به دلیل خلاء ناشی از نبود آمریکا، فشارها بر روی عربستان جهت توسعه سیاسی و آزادی سیاسی بیشتر می‌‌شود.

برای نمونه، در سوریه، محمد بن سلمان مجبور شد دست از تلاش برای سقوط نظام سوریه بکشد و بشار اسد را بپذیرد و عنوان کند که بشار ماندنی است. تنها کاری که توانست انجام دهد این بود که آرزو کند که سوریه تبدیل به عروسکی در دست ایران نشود. وی در این آرزو، پای روسیه را وسط کشید و گفت که امیداوارم روسیه جلوی نفوذ ایران در سوریه را بگیرد.

نکته دیگر این که برنامه‌‌‌‌های محمد وابستگی زیادی به شرایط جهانی و بین‌‌المللی دارد. چنانچه در شرایط جهانی تغییری رخ دهد، لاجرم در برنامه‌‌های محمد نیز تغییراتی رخ خواهد داد. خصوصاً اگر دولت ترامپ ادامه پیدا نکند، عربستان به تنهایی قادر به ادامه این مسیر نخواهد بود.

همچنان، عرصۀ داخلی، مهمترین عرصه و کلید و آزمایشگاه برای آزمایش سیاست‌‌های محمد بن سلمان است. این که بن سلمان چگونه اصلاحات اقتصادی و فرهنگی خود را کنترل خواهد کرد به‌‌گونه‌‌ای که باعث تضعیف قدرت خودش نشود و یا سقف مطالبات سیاسی شهروندان سعودی را افزایش ندهد.

مطلب پیشنهادی

زنان زندانی در بحرین

فعال بحرینی از تداوم نقض حقوق زندانیان زن خبر داد

یک فعال حقوقی بحرینی اقدامات مسئولان زندان را برای بازجویی از زندانی ها تحقیر آمیز …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *